سُورَةُ ٱلنَّازِعَات
سوره نازعات با ترجمه فارسی
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ
خواندن سوره نازعات با ۱۳ ترجمه، ۷ تفسیر و تلاوت آیهبهآیه
| متن عربی | ترجمه خرمشاهی |
|---|---|
| وَٱلنَّـٰزِعَـٰتِ غَرْقًا ۱ | سوگند به فرشتگانی که در گرفتن جان [کافران] به سختی کوشند |
| وَٱلنَّـٰشِطَـٰتِ نَشْطًا ۲ | و سوگند به فرشتگانی که جان [مؤمنان] به نرمی گیرند |
| وَٱلسَّـٰبِحَـٰتِ سَبْحًا ۳ | و سوگند به فرشتگانی که شنا کنان هبوط کنند |
| فَٱلسَّـٰبِقَـٰتِ سَبْقًا ۴ | و سوگند به فرشتگان پیشتاز |
| فَٱلْمُدَبِّرَٰتِ أَمْرًا ۵ | و به فرشتگانی که کار سازند |
| يَوْمَ تَرْجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ ۶ | روزی که [زمین] لرزنده بلرزد |
| تَتْبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ ۷ | و پیایند در پی آن آید |
| قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ ۸ | در چنین روز دلهایی ترسان و لرزان باشند |
| أَبْصَـٰرُهَا خَـٰشِعَةٌ ۹ | دیدگان ایشان فروشده |
| يَقُولُونَ أَءِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِى ٱلْحَافِرَةِ ۱۰ | گویند آیا ما به حالت نخستین [زندگی] باز گردانده شویم |
| أَءِذَا كُنَّا عِظَـٰمًا نَّخِرَةً ۱۱ | آنگاه که استخوانهایی پوسیده شدیم؟ |
| قَالُوا۟ تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ ۱۲ | گویند این در آن صورت بازگشتی زیانبار خواهد بود |
| فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌ وَٰحِدَةٌ ۱۳ | آن همین یک بانگ یگانه است |
| فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ ۱۴ | آنگاه ایشان در هامون [رستاخیز] باشند |
| هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ ۱۵ | آیا داستان موسی به تو رسیده است؟ |
| إِذْ نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلْوَادِ ٱلْمُقَدَّسِ طُوًى ۱۶ | چون پروردگارش او را در وادی مقدس طوی ندا داد |
| ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ ۱۷ | [فرمود] به سوی فرعون برو که او سر به طغیان بر داشته است |
| فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ ۱۸ | و بگو آیا بر آن هستی که پاکدلی پیشه کنی؟ |
| وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ ۱۹ | و تو را به سوی پروردگارت راه نمایم و خشیت یابی؟ |
| فَأَرَىٰهُ ٱلْـَٔايَةَ ٱلْكُبْرَىٰ ۲۰ | و به او معجزه سترگ نشان داد |
| فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ ۲۱ | پس او انکار کرد و سرکشید |
| ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَىٰ ۲۲ | سپس شتابان روی برتافت |
| فَحَشَرَ فَنَادَىٰ ۲۳ | و [سپاه جادوگران را] گردآورد و ندا [به ادعا] در داد |
| فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلْأَعْلَىٰ ۲۴ | و گفت من پروردگار برتر شما هستم |
| فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلْـَٔاخِرَةِ وَٱلْأُولَىٰٓ ۲۵ | آنگاه خداوند به عقوبت [گناه] واپسین و نخستین او را فرو گرفت |
| إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَىٰٓ ۲۶ | بیگمان در این برای هر کس که خشیت داشته باشد، عبرتی است |
| ءَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُ ۚ بَنَىٰهَا ۲۷ | آیا شما استوار آفریدهترید یا آسمان که آن را برافراشت |
| رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّىٰهَا ۲۸ | سقف آن را بلند برکشید و آن را استوار کرد |
| وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَىٰهَا ۲۹ | و شب آن را تاریک کرد و روز آن را برآورد |
| وَٱلْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ ۳۰ | و بعد از آن زمین را گستراند |
| أَخْرَجَ مِنْهَا مَآءَهَا وَمَرْعَىٰهَا ۳۱ | از آن آب و چراگاه بیرون آورد |
| وَٱلْجِبَالَ أَرْسَىٰهَا ۳۲ | و کوهها را استوار بداشت |
| مَتَـٰعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَـٰمِكُمْ ۳۳ | برای برخورداری شما و چارپایانتان |
| فَإِذَا جَآءَتِ ٱلطَّآمَّةُ ٱلْكُبْرَىٰ ۳۴ | آنگاه که هنگامه بزرگ فرارسد |
| يَوْمَ يَتَذَكَّرُ ٱلْإِنسَـٰنُ مَا سَعَىٰ ۳۵ | روزی که انسان از آنچه کوشیده است، یاد آورد |
| وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ ۳۶ | و جهنم برای هر که درنگرد آشکار شود |
| فَأَمَّا مَن طَغَىٰ ۳۷ | آنگاه هر کس طغیانورزیده باشد |
| وَءَاثَرَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا ۳۸ | و زندگانی دنیا را برگزیده باشد |
| فَإِنَّ ٱلْجَحِيمَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ ۳۹ | بیشک جهنم جایگاه اوست |
| وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفْسَ عَنِ ٱلْهَوَىٰ ۴۰ | و اما هر کس که از ایستادن [در موضع حساب و حشر] در پیشگاه پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی و هوس بازداشته باشد |
| فَإِنَّ ٱلْجَنَّةَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ ۴۱ | بیگمان بهشت جایگاه اوست |
| يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَىٰهَا ۴۲ | از تو درباره قیامت پرسند که استقرار آن چه وقت است؟ |
| فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَىٰهَآ ۴۳ | تو در مقامی نیستی که از آن یاد کنی |
| إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ ۴۴ | منتهای علم آن با پروردگارت توست |
| إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَىٰهَا ۴۵ | تو فقط هشداردهنده کسی هستی که از آن بهراسد |
| كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوٓا۟ إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَىٰهَا ۴۶ | روزی که آن را بنگرند گویی جز شبانگاهی یا بامدادش [در دنیا] به سر نبردهاند |